عدالت نسبي و مطلق
بارها از دوستان به خصوص دانشجوياني كه در دانشكده هاي حقوق در خدمت اشان هستم به مضمون هاي مختلف شنيده ام : شما كه مادام سخن از حق و عدالت و حكومت عدل بر قانون مي زنيد و به ما مي گوييد هرجا اطاعت از قانون به يك نتيجه ناعادلانه منتهي شد با شهامت كامل قانون را كنار بگذاريد و عدالت را ترجيح دهيد چرا خود در مقدمه عدالت پايي چوبين و بي تمكين داريد و به زبان ساده تر درجا مي زنيد ؟
بايد عرض كنم اولا از همه آنان متشكر هستم كه اشتباهات مرا گوشزد مي نمايند و دوم اينكه ما انسان هستيم و همانطور كه از نامش پيداست نسيان كننده و فراموشكار هستيم و ممكن است در معرض لغزش و خطا قرار گيريم . عادل مطلق خداست و ما انسانها عادل نسبي هستيم و آنچه از حكومت عدل در رفتار و گفتار گفته مي شود به اين معني نيست كه ۱۰۰٪ عدالت را محقق كرده و مي كنيم بلكه سعي امان در اجراي عدالت اول در رفتار و گفتار خودمان و دوم در رفتارهاي اجتماعي و خصوصا آنجا كه در جايگاه قضاوت قرار مي گيريم هست .
به فرموده استاد بزرگ همه ما و پدرعلم حقوق ايران ؛ جناب آقاي دكترناصركاتوزيان اگر نتوانيم چهره آسماني و ملكوتي عدالت را تحقق بخشيم لا اقل سعي امان بر اين باشد تا چهره خاكي آن را تحقق بخشيم .
شيخ طوسي (ره) مقدمه عدالت را زيبا توصيف مي كند : ان العدل ان يكون الانسان في جميع الاحوال متساويا . به بيان ساده اينكه براي اجراي عدالت ابتدا بايد خودت در تمام احوال و رفتار و گفتارت تعادل را رعايت كني به اندازه شوخي به اندازه جدي به اندازه خوردن و خوابيدن به اندازه عبادت و ...
مولا اميرالمومنين علي (عليه السلام) نيز تعبير زيبايي در نهج البلاغه دارند : ( العدل اوسع الاشياء في التواصف و اضيقها في التناصف عدالت وسيع ترين چيزها در سخنراني و نظريه پردازي و تنگ ترين چيزها در عمل كردن است . ) به ديگر سخن اگر بخواهي شعار دهي و دم از اجراي عدالت بزني ؛ خيلي راحت مي تواني ساعتها سخنان زيبا بگويي ولي اگر بخواهي عمل كني خيلي سخت و اجراي دقيق آن كار هر كسي نيست . همانطور كه سعدي فرمود : سعديا گرچه سخنران و سخندان هستي . به عمل كار برآيد به سخنراني نيست
ما انسانها داراي نقص نسبي هستيم و به دو دليل عمده : ۱. نقص نسبي قوانين بشري و ۲. عدم وجود ضمانت اجراي براي حقوق طبيعي نمي توانيم ادعا نماييم عدالت كامل را در دنيا اجرا كرده ايم بلكه تلاش متعارف امان براي اجراي عدالت اول در رفتار و گفتار خودمان و سپس در محيطي و جامعه اي است كه مجبور به اجراي عدالت در آن هستيم .
بنده نيز به دلايلي كه گفته شد در بسياري از رفتار و گفتارها از دايره عدالت خارج شده ام ولي همواره سعي ام بر اين است در اموري كه با حق ديگران سر و كار دارم رفتاري نكنم يا تصميمي اتخاذ نكنم كه حق كسي ضايع شود زيرا برابر هر ذره و كمترين مقدار آن مسئول هستم .
به اميد جهاني پر از عدل و عقل و خردمندي
با صراحت باید گفت که : عالم حقوق اقیانوس بزرگی است که من در ساحل آن مانند کودکان تازه پاگرفته به تفریح مشغول هستم و هنوز به اعماق این دانش دست نیافته ام .