« به نام حق منشاء زیبایی و جلال»

 

 

موضوع : دادخواست تغییرنام به طرفیت ثبت احوال

 

واژگان کلیدی : اداره ثبت احوال – تغییرنام – اصل صحت – اهلیت استیفاء .

 

دراکثردادخواستهایی که به خواسته تغییرنام به طرفیت اداره ثبت احوال داده می شود اداره مذکوربا دفاعیاتی ازپیش آمده شده ، این خواسته مشروع را مورد خدشه قرار می دهد و بعضا" محاکم دادگستری نیز بدون توجه و بررسی ، خواهان را « محکوم به بیحقی » می نمایند یا

« قرار رد دعوا » صادر می نمایند و شایسته است که وکلاء با آگاهی از وهن و ایرادات دفاعیات اداره ثبت احوال ، ارحق موکلین خود دفاع نمایند . ازجمله دفاعیات اداه مذکور این است که :

 

1- به استناد تبصره 1 ماده 20 قانون ثبت احوال ، تغییرنام منوط به این است که نام قبلی از نامهای زننده و خلاف مقدسات اسلام و نامتناسب با جنسیت باشد ودرغیر این صورت موجب و دلیلی برای تغییرنام وجود ندارد و تغییرنام ، وجاهت قانونی ندارد و تشخیص ممنوع بودن با شورای عالی ثبت است نه با خواهان .

 

2- شهادت شهود که درلایحه دفاعیه به آن استناد شده (شهادت مبنی بر اینکه دربین آشنایان و بستگان به نامی دیگر غیرازنام شناسنامه ای معروف است . ) جنبه تعلیمی و تلقینی دارد و فاقد اعتبار قانونی است .

ایراد و پاسخ به دفاعیات اداره ثبت احوال :

1- تبصره 1 ماده 20 قانون مذکور،  این معنا را نمی رساند که : « تغییرنام منوط به این است که نام قبلی از نامهای زننده و خلاف مقدسات اسلام و نامتناسب با جنسیت باشد. »   

بلکه آن تبصره ، انتخاب چنین نامهایی را ممنوع می شمرد نه اینکه تغییرنام منوط به این باشد که نام قبلی مستجن یا زننده باشد .

تبصره 1 ماده 20 قانون ثبت مقررمی دارد :

« انتخاب نامهایی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می گردد و همچنین انتخاب عناوین و القاب و نامهای زننده و مستهجن یا نامتناسب باجنس ممنوع است . »

 

2- مطابق اصل صحت ؛ اصل کلی برصحت شهادت شهود و عدالت گواهان است مگردلیلی برخلاف آن موجود باشد . بنابراین اداره مذکور بدون آنکه جهت دقیق جرح شهود و یا تعلیمی و تلقینی بودن شهادت را قید کند ، نمی تواند به صحت شهادت خلل وارد کند .

 بعبارت دیگر برطبق موازین آیین دادرسی مدنی ، باراثبات دلیل برذمه  کسی است که سخن اش مخالف اصل و ظاهر باشد و سخن اداره ثبت احوال مبنی برعدم صحت شهادت شهود ، مخالف اصل صحت است و باید برای اثبات قولش دلیل ارائه نماید . 

 

3- هرکس حق استیفای درامور مدنی خویش را دارد مگراینکه ازمحجورین باشد ؛ حق تغییرنام نیز یکی از این حقوق است و شخص الزامی ندارد که تا پایان عمر به نامی که والدین او برایش انتخاب نمودند ؛ پایبند باشد  . (ماده 958 ق.م ) حتی اگرنام انتخاب شده برای او ازاسامی مقدس ائمه معصومین (علیهم السلام) باشد ؛ شخص می تواند به میل باطنی خودکه ازاین اسم راضی نیست ،آنرا تغییردهد ونامی دیگرازاسامی آریایی و ایرانی اصیل برای خود انتخاب کند ، زیرا:

 الف - « اصل عدم ولایت برغیر» نیز این معنا را می رساند . اگرحق تغییرنام ازشخص سلب شود به این معناست که والدین شخص ، بدون جهت می توانند برشخص ولایت داشته باشند و نظرخود را بر او تحمیل کنند . ایجاد ولایت برشخص ، خلاف اصل است و باید تفسیرمضیق شود.

ب- قاعده لاضرر : چه بسا شخص ازنامی که خود هیچ اراده ای در انتخاب آن نداشته است ضررروحی یا حتی مالی ببیند و اگراین حق ازشخص سلب شود ؛ حکمی مبتنی برضرروجود می اید و با قاعده لاضررمنافات پیدا می کند .

ج – اگراین حق را ازشخص سلب شود ، حق استیفای شخص درامورمدنی نادیده انگاشته می شود .

                                                                                                  با آرزوی موفقیت روزافزون

     محمد خاکباز