چکیده :

واژگان کلیدی :

بین شرع – مسلمات فقه –  ماده 18 – رئیس قوه قضاییه – اجتهاد قضایی - مسئله خلافی .

ضابطه تشخیص مخالفت رای اصداری بابین شرع ؛ بنا به تفسیرتبصره 1 ماده 18 ق.ت.د.ع . و .ا ؛ مخالفت رای با « مسلمات فقه » است و مسلمات فقه آنست که مورد اتفاق نظربین فقهاء باشد و نقطه مقابل آن ، « مسئله خلافی » است  .

برای تشخیص مسلمات فقه باید مذهب مورد نظراصحاب دعوی ، دردعاوی خصوصی مربوط به احوال شخصیه را لحاظ کرد نه فقه امامیه را(ماده 7ق.م – اصل 12و13 ق.ا) و درسایرمسائل خصوصی نیز درصورتی که بانظم عمومی و قواعدآمره منافات نداشته باشد ، همین قاعده اجرا می شود برخلاف مسائل کیفری واجد جنبه عمومی .

درتعارض بین تعریف « مسلمات فقه» (مسئله مورد اختلاف نباشد) با قسمت اخیرتبصره 1 ماده 18 که بحث «اختلاف نظر بین فقهاء» را مطرح می نماید ؛ با ارائه سه حالت ازحالات اختلافی ، مسئله حل می گردد . (روی عبارت «ادامه مطلب » کلیک فرمایید.)

 

درحالتی که استدلالهای فقهاء ، متفاوت و حکم واحد است و حالتی که مشهورو اکثریت فقهاء یک فتوا و اقلیت ، فتوای مخالف دادند؛ به استنباط محقق این تحقیق، اختلاف به معنی واقعی رخ نمی دهد .

حالت سوم ، اختلافی است که تشتت فتاوی معتبروجود دارد و اختلافات فتاوی به قدری است که نمی توان اکثریت و اقلیتی ، برای آن لحاظ  نمود و یا حالتی که ولی فقیه ، مخالف نظرمشهورفقهاء ، نظر می دهد ؛ دراین گونه موارد رئیس قوه قضاییه که دارای اجتهاد متجزی درمسائل قضایی است ؛ باید به استنباط خود ازادله اربعه فقه تشخیص دهد که آیا موضوع ، خلاف بین شرع است یا خیر ؛ خواه نظرایشان درمسئله اختلافی ، مطابق نظرولی فقیه باشد یا مخالف آن .به سه دلیل :

اول آنکه شان مجتهد بودن ایشان که منصوص دراصل 162 ق.ا است برای اینگونه موارد است .

دوم آنکه موجب عقلایی و فقهی برای تقدم نظرولی فقیه برنظرمشهورفقهاء وجود نداردو درصورت تقدم نظرایشان ، « ترجیح بلامرجح » بوجود می آیدکه باوحدت ملاک ماده 211ق.م.امیتوان گفت ترجیح بلامرجح مورد قبول مقنن نیست .

سوم اینکه بامقایسه اصل107سابق و لاحق ق.ا ، استنباط میگرددکه شرط مرجعیت رهبر ، شرط لازم و اساسی برای تصدی رهبری نیست بنابراین درصورت اختلاف نظر ، نظرمشهوریا اجتهادقضایی رئیس قوه قضاییه معتبرو ملاک عمل است . (محمد خاکباز)